ارفاغلغتنامه دهخداارفاغ . [ اَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ رفغ، به معنی زمین بسیارخاک . جای خشک بی نبات . ریم ناخن . ریم بنهای ران . فراهم آمدنگاه ریم از بدن . بن ران . فراخی عیش . مشک رقیق
ملایمتفرهنگ مترادف و متضادارفاق، اعتدال، بردباری، رفق، سازگاری، شکیبایی، صلحجویی، لطف، مدارا، مسالمت، مهربانی، نرمی، نعومت ≠ تندی، خشونت
مهاونةلغتنامه دهخدامهاونة. [ م ُ وَ ن َ ] (ع مص ) نرمی کردن . ارفاق : هو یهاون نفسه مهاونة؛ او نرمی می کند با نفس خود. (ازمنتهی الارب ) (از ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).