ارغیانلغتنامه دهخداارغیان . [ اِ ](اِخ ) نام ناحیه ای به نیشابور. گویند دارای هفتادویک قریه بوده و کرسی و قصبه ٔ آن رادنیز باشد و گروهی از اهل علم و ادب بدانجا منسوبند. (معجم البل
ارغیانیلغتنامه دهخداارغیانی . [ اِ ] (ص نسبی ) منسوب به ارغیان و رجوع به ابوالفتح سهل بن احمدبن علی ارغیانی و انساب سمعانی و معجم البلدان و ابن خلکان و روضات الجنات ص 325 شود.
ارغیدادلغتنامه دهخداارغیداد. [ اِ ] (ع مص ) بریده شدن شیر و تمام ناخفتن آن . (منتهی الأرب ). || در آمیخته و مشتبه شدن هر چیزی . (منتهی الأرب ). بهم آمیختن شیر غلیظ و رقیق . (کنزا