ارسیسلغتنامه دهخداارسیس . [ اَ ] (اِخ ) ابن اخوس در آثارالباقیه در جدول سلاطین ایران بدین صورت آمده و در جدول سلاطین کلدانی ارسیخ ذکر شده است . رجوع به آرسس و ایران باستان ص 1186
ارسیسطراطسلغتنامه دهخداارسیسطراطس . [ اِ رَ را طِ ] (اِخ ) الثانی القیاسی . ابن ابی اصیبعه نام او را در زمره ٔاطبای دوره ٔ فترت بین ابقراط و جالینوس یاد کند. (عیون الانباء ج 1 ص 133).
ارسیسطراطیسلغتنامه دهخداارسیسطراطیس . [ اِ رَ را ] (اِخ ) ابن البیطار در مفردات خود در ذیل کلمه ٔ افیون از این طبیب روایت می آورد. و رجوع به اراسسطراطس شود.
ارسیسطراطسلغتنامه دهخداارسیسطراطس . [ اِ رَ را طِ ] (اِخ ) الثانی القیاسی . ابن ابی اصیبعه نام او را در زمره ٔاطبای دوره ٔ فترت بین ابقراط و جالینوس یاد کند. (عیون الانباء ج 1 ص 133).
ارسیسطراطیسلغتنامه دهخداارسیسطراطیس . [ اِ رَ را ] (اِخ ) ابن البیطار در مفردات خود در ذیل کلمه ٔ افیون از این طبیب روایت می آورد. و رجوع به اراسسطراطس شود.
اراسسطراطسلغتنامه دهخدااراسسطراطس . [ اِ س ِس ْ طَ طِ ] (اِخ ) اراسطراطس . ارسیسطراطس . (عیون الانباء) (تاریخ الحکمای قفطی ) . ارازیسترات . طبیب یونانی ، متولد در ژولیس ، بجزیره ٔ سِه
ارسسطراطسلغتنامه دهخداارسسطراطس . [ اِ رَ س ِس ْ را طِ ] (اِخ ) رجوع به اراسسطراطس و ارسیسطراطس و ارسیسطراطیس شود.
ارسیخلغتنامه دهخداارسیخ . [ اَ ] (اِخ ) بیرونی در آثارالباقیه درجدول ملوک کلدانی این نام را آورده و این نام پادشاه هخامنشی است که یونانیها آنرا آرسس می آورند و بیرونی در نام داری