ارسطولغتنامه دهخداارسطو. [ اَ رِ ] (معرب ،اِ) نام دوائی است که آنرا زراوند گویند چه ارسطولوجیا زراوند طویل است و لوجیا به معنی طویل باشد. (برهان ) (آنندراج ). رجوع به زراوند و ار
ارسطولغتنامه دهخداارسطو. [ اَ رِ ] (اِخ ) (در یونانی : اریست تلس ) حکیم مشهور یونانی ملقب بمعلم اول و پیشوای مشائین . نام این فیلسوف در فارسی و عربی بصور ذیل آمده است : ارسطو، آر
ارسطوفرهنگ نامها(تلفظ: arastu) (معرب یونانی)حکیم مشهور یونانی، شاگرد افلاطون و مقلب به معلم اول مدون حکمتی یونانی.
ارسطوخسلغتنامه دهخداارسطوخس . [ ] (اِخ ) یونانی . او راست : کتاب الشمس و القمر. (کشف الظنون ). رجوع به ارسطوخسنوسیه شود.
ارسطوخسنوسیهلغتنامه دهخداارسطوخسنوسیه . [ اَ رِ ؟ ] (اِخ ) (از فارابی ) شاید مصحف ارسطوخنس . فیلسوف و موسیقی دان یونانی ، متولد در تارانت در حدود 350 ق . م . وی تلمیذ اَریُست بود و بتقل
ارسطوسلغتنامه دهخداارسطوس . [ اِ رَ ] (اِخ ) (محبوب ) شخص عیسوی ... قرنتسی که ایشک آقاسی یعنی ناظر یا صندوقدار بود و بواسطه ٔ دوستی که با پولس (حواری ) داشت وی را بدرقه کرد و با ت