ارزندهفرهنگ مترادف و متضاد۱. ارزشمند، بهادار، پربها، گرانبها، نفیس ۲. شایسته، لایق، معتبر ≠ رخیص، کمبها
ارزندهلغتنامه دهخداارزنده . [ اَ زَ دَ / دِ ] (نف ) که ارزد. دارای ارزش : اندر بن شوراب زبهر چه نهاده ست چندین گهر و لولو ارزنده ٔ زیبا. ناصرخسرو.منده ٔ من نگار صوفی طبعآن بصد جان
ارزندهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: اختیار آتی گرانمایه، نازنین، ارزشمند، نادر، نادره استثنایی، ممتاز▲، درجهیک، تَرازاول ◄ اعلا [محیطانسان:] ارزشمند
لایقفرهنگ مترادف و متضادارزنده، باکفایت، باوجود، برازنده، درخور، زیبنده، سزاوار، شایان، شایسته، شایسته، صلاحیتدار، قابل، مستحق، مستعد ≠ نالایق
ارزانیفرهنگ انتشارات معین( ~.)1 - (ص نسب .) ارزنده . 2 - درخور، لایق . 3 - پیشکش . 4 - (حامص .) کم بهایی ، کم - قیمتی .