اردورفرهنگ انتشارات معین(اُ دُ) [ فر. ] (اِ.) خوراکی معمولاً اشتهاآور که قبل از غذای اصلی خورده شود، پیش غذا. (فره ).
ادورلغتنامه دهخداادور. [ اَ ] (اِخ ) شطی بفرانسه که از تورمالِه ، کانتن کامپان (پیرنه ٔ علیا) سرچشمه میگیرد. طول مجرای آن 294 هزار گز که 112 هزار گز آن قابل کشتی رانی است . (ضمی
اردولغتنامه دهخدااردو. [ اُ ] (اِخ ) قصبه ٔ کوچکی است در سنجاق جسرشعور ولایت حلب . (قاموس الاعلام ترکی ). و آن در عهد ابوالمظفر صلاح الدین یوسف تخریب شد. (حبط ج 1 ص 406).
اردولغتنامه دهخدااردو. [ اُ ] (اِخ ) کرسی قضائی است بهمین اسم در لواء طرابزون و در آن عده ای خانه ها و دکانها و مخازن و یک حمام و دو جامع و شش مکتب است وآن در مغرب طرابزون بمساف
حاضریفرهنگ فارسی طیفیمقوله: حرکت غذای حاضری، غذایسبک، عصرانه، اشتهاآور پیش غذا، اردور، آنتره، بوفه ساندویچ، لقمه کوکو، کوکوی سبزی، بادنجان آش، سوپ، با، شوربا، آب، آبِ-، آب خورش، آشر
تاج الدینلغتنامه دهخداتاج الدین . [ جُدْ دی ] (اِخ ) مروان شاه کوتوال گرد کوه در اوان استیلای هلاکوخان بر مملکت ایران :... چون هلاکوخان بدماوند رسید شمس الدین گیلکی را به گرد کوه روا