ارجنهلغتنامه دهخداارجنه . [ اَ ج َ ن َ ] (اِخ ) نام دشتی است در فارس . گویند امیرالمؤمنین علیه السلام سلمان را در آن بزور ولایت از چنگ شیر نجات داد. (برهان قاطع) (آنندراج ). ظاه
ارجنهلغتنامه دهخداارجنه . [ اَ ج َ ن َ / ن ِ ] (اِ) نوائی و لحنی است از موسیقی . (برهان قاطع):گه نوای هفت گنج و گه نوای گنج گاوگه نوای دیف رخش و گه نوای ارجنه .منوچهری .
ارجنهفرهنگ فارسی عمید / قربانزادهنوایی از موسیقی قدیم ایرانی: ◻︎ گه نوای هفتگنج و گه نوای گنجِ گاو / گه نوای دیف رخش و گه نوای ارجنه (منوچهری: ۹۷).
ارژنهلغتنامه دهخداارژنه . [ اَ ژَ ن َ ](اِخ ) (دشت ...) دشتی است مشهور در فارس . (برهان ). دشتی است از ملک فارس که تا شیراز سی فرسنگ است و آنرا ارجنه نیز گویند و واقعه ٔ ظهور امی
أَرْجِهْفرهنگ واژگان قرآناورا نگهدار- اورا مهلت بده(از ماده ارجاء به معناي تاخير انداختن است. در عبارت "قَالُواْ أَرْجِهْ وَأَخَاهُ وَأَرْسِلْ فِي ﭐلْمَدَائِنِ حَاشِرِينَ" منظور این است
ارجندلغتنامه دهخداارجند. [ اَ ج َ ] (اِخ ) نام شهریست . (آنندراج ). ظاهراً محرف ارجنه (ارژن ) است . رجوع به ارجنه و ارژن شود.
هفت گنجلغتنامه دهخداهفت گنج . [ هََ گ َ ] (اِ مرکب )نام نوایی از موسیقی . (یادداشت مؤلف ) : گه نوای هفت گنج و گه نوای گنج گاوگه نوای دیف رخش و گه نوای ارجنه . منوچهری .|| (اِخ ) ه
دیف رخشلغتنامه دهخدادیف رخش . [ رَ ] (اِ مرکب ) دیورخش . تیف رخش . نام نوایی است از موسیقی . (برهان ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء) (جهانگیری ) : مطربان ساعت بساعت بر نای زیر و بم گاه
دیورخشلغتنامه دهخدادیورخش . [ وْ رَ ] (اِ مرکب ) دیف رخش که نغمه ای باشد از موسیقی . (برهان ). نام نوائی است از موسیقی . (از آنندراج ). نام نوایی است که مطربان زنند. (اوبهی ). نوا