ارتکابلغتنامه دهخداارتکاب . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) کردن (گناه ، معصیت ). ورزیدن گناه و آنچه بدان ماند. گناه و آنچ بدان ماند کردن . (تاج المصادر بیهقی ). گناه و آنچه بدان ماند بکردن .
ارتکابفرهنگ انتشارات معین( اِ تِ) [ ع . ] (مص م .) 1 - انجام دادن . 2 - اقدام به کاری نامشروع کردن . 3 - کاری برخلاف قانون انجام دادن .
تبهکارانواژهنامه آزادجنایت کاری که در ارتکاب جرم هیچگونه ترس و اضطرابی را ازخو نشان ندهد وتحت حمایت قدرتهای مافیایی و جنائی قرار گرفته داشته باشند.
جرایم سنگینوسبکhigh crimes and misdemeanorsواژههای مصوب فرهنگستانجرایمی که به دلیل ارتکاب آنها رئیس جمهور و معاونان او و دیگر مقامات غیرنظامی، ازجمله قضات کشور را، میتوان از مسئولیت عزل کرد
جُرم سنگینhigh crime, anticipatory crime, anticipatory offense, inchoate offenseواژههای مصوب فرهنگستانجرمی که ارتکاب آن باعث آسیب دیدن اخلاق عمومی شود و شامل یکی از سه جرمِ «شروع به ارتکاب جرم» و «توطئه/ دسیسهچینی» و «تحریک به ارتکاب جرم» است که اقداماتی برای ا
جُرم فنّاورانهhigh-technology crimeواژههای مصوب فرهنگستانجرمی که ارتکاب آن به فنّاوری پیشرفته وابسته است و فرد مرتکب این نوع جرم یا از آن استفاده میکند یا عمدتاً آن را هدف قرار میدهد