ارتامنلغتنامه دهخداارتامن . [ اَ م ِ ] (اِخ ) اَرتام نِس . آریارام نِس . پسر سمردیس (بَردی َ) و پدر آنافاس از اجداد پادشاهان کاپادوکیه . (ایران باستان ص 2123 از دیودور صقلی و ص 21
ارتامنفرهنگ نامها(تلفظ: artā man) (اَرتا = مقدس + من = اندیشه) ، اندیشهی مقدس ؛ (در اعلام) نام فرزند سمردیس .
ارطامنلغتنامه دهخداارطامن . [ ] (اِخ ) قفطی در ذکر کتب ارسطو گوید: کتاب جمع فیه رجل یسمی ارطامن رسائل لارسطوطالیس فی ثمانیة اجزاء. (تاریخ الحکماء چ لیبسک ص 47).
ارتاملغتنامه دهخداارتام . [ اِ ] (ع مص ) رتیمه یعنی رشته ای بر انگشت بستن ، یاد آوردن و فراموش نکردن چیزی را. چیزی بر انگشت وی بستن تا آنچه ویرا گفته باشی یاد دارد. (تاج المصادر
کاپادوکیهلغتنامه دهخداکاپادوکیه . [ دُ ی ِ ] (اِخ ) قبادوقیه . قبادوقیا. کاپادس . کاپادوس . کاپادوکیه . کاپادوکیه یونانی شده ٔ «کَت پ َ توک َ» پارسی قدیم است و داریوش اول در کتیبه ها
ارتاملغتنامه دهخداارتام . [ اِ ] (ع مص ) رتیمه یعنی رشته ای بر انگشت بستن ، یاد آوردن و فراموش نکردن چیزی را. چیزی بر انگشت وی بستن تا آنچه ویرا گفته باشی یاد دارد. (تاج المصادر
ارسامنلغتنامه دهخداارسامن . [ اَ م ِ ] (اِخ ) والی ایرانی که در جنگ داریوش سوم و اسکندر در گرانیک (334 ق . م .) با مِم نُن یونانی فرماندهی جناح چپ سپاه داریوش را داشت و هر یک از آ
ارغامنلغتنامه دهخداارغامن . [ اَ م ُ ] (معرب ، اِ) (معرب از یونانی ) نام نوعی قرحه بر روی قرنیه ٔ چشم . ارغامی .