ارباغلغتنامه دهخداارباغ . [ اِ ] (ع مص ) گذاشتن شتران را تا به وقت و بی وقت آب خورند. (ازمنتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || خانه کردن شیطان در دلها: اِن َّ الشیطان قد أربغ فی ق
مربغلغتنامه دهخدامربغ. [ م ُ ب َ ] (ع ص ) واگذار شده به سیری آب خوردن . (از ناظم الاطباء). نعت است از ارباغ . (منتهی الارب ). رجوع به ارباغ و نیز رجوع به مُربَع شود.
مربغلغتنامه دهخدامربغ. [ م ُ ب ِ ](ع ص ) کسی که گذارد شتران را تا به وقت یا بی وقت آب خورند. (آنندراج ). آن که شتران را رها می کند که به میل و خواهش خود آب خورند. (ناظم الاطباء)
مربغةلغتنامه دهخدامربغة. [ م ُ ب َ غ َ / م ُ ب ِ غ َ ] (ع ص ) ناقه ٔ سیراب شده . ناقه ای که برای آشامیدن آزادش گذاشته اند تا هر قدر که می خواهد بیاشامد و فربه شود. (از متن اللغة)