ارباخلغتنامه دهخداارباخ . [ اِ ] (ع مص ) در سختی افتادن . (از منتهی الارب ) (از اقرب الموارد). || خریدن کنیزک رَبوخ را یعنی زنی که در وقت مباشرت بیهوش گردد. (از منتهی الارب ) (از