اراجیفلغتنامه دهخدااراجیف . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ ارجاف . خبرهای موحش و مدهش . بیهودگان و سخنهای دروغ و بی اصل . (غیاث اللغات ). خبرهای دروغ . خبرهای نادرست . شایعات . تعاتِع:درین ساع
اراجیحلغتنامه دهخدااراجیح . [ اَ ](ع اِ) ج ِ ارجوحة. || صحرا. (منتهی الارب ). || جنبش شتران در پویه . (منتهی الارب ).
اراجیللغتنامه دهخدااراجیل . [ اَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ ارجال . جج ِ رَجُل و رَجِل . پیادگان . || ج ِ راجل . پیادگان . خلاف فارس . || شکاریان . (منتهی الارب ).
یاوهفرهنگ مترادف و متضاداراجیف، بیمعنی، بیهوده، پوچ، ترهات، جفنگ، چرت، چرند، حرفمفت، ژاژ، ژاژ، عبث، لاطائل، لغو، لیچار، مزخرف، مهمل، هذیان، هرز، یافه
gossipدیکشنری انگلیسی به فارسیشایعات بی اساس، اراجیف، سخن چینی، دری وری، شایعات بی پرو پا، بد گویی، شایعات بی اساس دادن، سخن چینی کردن، خبر کشی کردن، دری وری گفتن یا نوشتن