اراجلغتنامه دهخدااراج . [اَ ] (اِخ ) قضائی است از ولایت قسطمونی مشتمل بر نواحی یازی کوی و اکدیر و افشار. سکنه ٔ آن در حدود 16000تن مسلمانان باشند و در آن بیشه های بسیار است و مه
اراجانلغتنامه دهخدااراجان . [ ] (اِخ ) نام محلی کنار راه تبریز به اهر، میان اوخارا و ورزقان ، در 78200 گزی تبریز.
اراجللغتنامه دهخدااراجل . [ اَ ج ِ ] (ع اِ) ج ِ رَجُل . مردان . || (ص ، اِ) ج ِ رَجل . مردان پیاده .
یاوهفرهنگ مترادف و متضاداراجیف، بیمعنی، بیهوده، پوچ، ترهات، جفنگ، چرت، چرند، حرفمفت، ژاژ، ژاژ، عبث، لاطائل، لغو، لیچار، مزخرف، مهمل، هذیان، هرز، یافه
اراجانلغتنامه دهخدااراجان . [ ] (اِخ ) نام محلی کنار راه تبریز به اهر، میان اوخارا و ورزقان ، در 78200 گزی تبریز.