ادیرلغتنامه دهخداادیر. [ اَ دَ ] (اِخ )ناحیه ای در کِنتوکی اتازونی که نهر گرین از آن گذرد. مساحت آن چهل وپنج میل مربع و سکنه ٔ آن متجاوز از 11065 تن باشند و قریب 1368 تن آن سیاه
ادیرماخیدلغتنامه دهخداادیرماخید. [ اَ ] (اِخ ) بقول هردوت (کتاب 4، بند 168 - 199) از تمامی اهالی لوبیه بمصر نزدیک تر ادیرماخیدها هستند. لباس اینان مانند لباس دیگر اهالی لوبیه ست ، ول
ادیرنداکلغتنامه دهخداادیرنداک . [ اَ رُ ] (اِخ ) سلسله های جبالی است در ولایت نیویورک که از طرف ولایت شمال شرقی بوسط آن در خطی مائل بجنوب ، جنوب غربی گذرد و ارتفاع قله های آن از دیگ
ادیرماخیدلغتنامه دهخداادیرماخید. [ اَ ] (اِخ ) بقول هردوت (کتاب 4، بند 168 - 199) از تمامی اهالی لوبیه بمصر نزدیک تر ادیرماخیدها هستند. لباس اینان مانند لباس دیگر اهالی لوبیه ست ، ول
ادیرنداکلغتنامه دهخداادیرنداک . [ اَ رُ ] (اِخ ) سلسله های جبالی است در ولایت نیویورک که از طرف ولایت شمال شرقی بوسط آن در خطی مائل بجنوب ، جنوب غربی گذرد و ارتفاع قله های آن از دیگ
اسطوانةلغتنامه دهخدااسطوانة. [ اُ طُ ن َ ] (معرب ، اِ) معرب اُستون . ستون . (مهذب الاسماء) (خلاص ) (منتهی الارب ). ساریه . رکن . ج ، اساطین ، اسطوانات . || قوائم ستور. || نره . (من