ادوارلغتنامه دهخداادوار. [ اَدْ ] (ع اِ) ج ِ دَور. گردشها.- ادوار، یا ادوار سنین ؛ دوره ای که احکامیان و منجمین برای هر کوکبی از بدو خلقت تا امروز قائل شده اند و آنرا بفارسی هزا
ادوارفرهنگ انتشارات معین( اَ) [ ع . ] (اِ.)1 - جِ دور؛ گردش ها، زمان - ها. 2 - دوایر نود و یک گانة موسیقی .
ادوار و الاکوارلغتنامه دهخداادوار و الاکوار. [ اَدْ وَل ْ اَک ْ ] (ع اِ مرکب ) (علم الَ ....) ذکره من فروع علم الهیئة و قال والدور یطلق فی اصطلاحهم علی ثلثمائة و ستین سنة شمسیة و الکور علی
ادوار مرقصلغتنامه دهخداادوار مرقص . [ اِ ؟ ] (اِخ ) اللاذقی . او راست : الغرر مشتمل بر نثر و نظم که آنرا بسال 1905 م . در اسیوط تدوین کرده است و آن در مصر (بدون تاریخ ) بطبع رسیده است
ادوار می یرلغتنامه دهخداادوار می یر. [ اِ م َی ْ ی ِ ] (اِخ ) مستشرق و عالم به تاریخ مشرق قدیم و متخصص در تاریخ مصر. او راست : تاریخ عهد قدیم . رجوع به ایران باستان ص 34 و 61 و 631 و 6
ادوار و الاکوارلغتنامه دهخداادوار و الاکوار. [ اَدْ وَل ْ اَک ْ ] (ع اِ مرکب ) (علم الَ ....) ذکره من فروع علم الهیئة و قال والدور یطلق فی اصطلاحهم علی ثلثمائة و ستین سنة شمسیة و الکور علی
ادوار مرقصلغتنامه دهخداادوار مرقص . [ اِ ؟ ] (اِخ ) اللاذقی . او راست : الغرر مشتمل بر نثر و نظم که آنرا بسال 1905 م . در اسیوط تدوین کرده است و آن در مصر (بدون تاریخ ) بطبع رسیده است
ادوار می یرلغتنامه دهخداادوار می یر. [ اِ م َی ْ ی ِ ] (اِخ ) مستشرق و عالم به تاریخ مشرق قدیم و متخصص در تاریخ مصر. او راست : تاریخ عهد قدیم . رجوع به ایران باستان ص 34 و 61 و 631 و 6
پیشازتاریخprehistory, prehistoricواژههای مصوب فرهنگستانادوار پیش از آغاز نگارش در مناطق مختلف که مدارک مکتوبی از آن در دست نیست