ادلاسلغتنامه دهخداادلاس . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ دَلَس ، بمعنی تاریکی و تاریکی در تاریکی و روئیدگی که در آخر گرما برگ آرد و باقیمانده ٔ روئیدگی .
ادلاسلغتنامه دهخداادلاس . [ اِ ] (ع مص ) در آخر گرما برگ آوردن گیاه . || سبز شدن زمین ببقیه ٔ روئیدگی ها. || در بقیه ٔ نبات افتادن . در بقیه ٔ روئیدگی افتادن .
لافزنفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی رلاتان، مغرور، ازخودراضی، فخرفروش، زبانباز، شیاد، متکبر، مدعی، پرمدعا، فضول، نخودهرآش، بوالفضول، متکبر، مغرور، پرافاده، افادهدار، پرادعا،
بیشرمفرهنگ فارسی طیفیمقوله: احساسات فردی ، پررو، بیحیا، وقیح، کولی بدچشم، خیرهچشم، چشمدریده، شوخچشم، هرزهنگاه، چشمچران بیشرمانه، اهانتآمیز، توهین آمیز آدم پررو، آدملافزن، آد