مدلفلغتنامه دهخدامدلف . [ م ُ ل ِ ] (ع ص ) درشت گوینده کسی را. (آنندراج ). آنکه به کسی درشت گوید. (ناظم الاطباء). نعت فاعلی است از ادلاف . رجوع به ادلاف شود.
درشتلغتنامه دهخدادرشت . [دُ رُ ] (ص ) زبر. زمخت . خشن . مقابل نرم و لین . اخرش . (تاج المصادر بیهقی ). اخشب . اِرْزَب ّ. (منتهی الارب ). اقض . (تاج المصادر بیهقی ). اقود. اکتل .