ادلاسلغتنامه دهخداادلاس . [ اَ ] (ع اِ) ج ِ دَلَس ، بمعنی تاریکی و تاریکی در تاریکی و روئیدگی که در آخر گرما برگ آرد و باقیمانده ٔ روئیدگی .
ادلاسلغتنامه دهخداادلاس . [ اِ ] (ع مص ) در آخر گرما برگ آوردن گیاه . || سبز شدن زمین ببقیه ٔ روئیدگی ها. || در بقیه ٔ نبات افتادن . در بقیه ٔ روئیدگی افتادن .
احلاسلغتنامه دهخدااحلاس . [ اِ ] (ع مص )پوشیدن ستور. (تاج المصادر). پلاس بر پشت ستور افکندن . حِلس پوشانیدن ستور را. || حِلس پوشیدن شتر. || باران خرد باریدن . پیوسته باریدن . ||
مدلسلغتنامه دهخدامدلس . [ م ُ ل ِ ] (ع ص ) کسی که در بقیه ٔ روییدگی افتد. (آنندراج ). کسی که می یابد باقی مانده ٔ گیاههای روییده را. (ناظم الاطباء): ادلس القوم ؛ وقعوا فی الادلا
دلسلغتنامه دهخدادلس . [ دَ ل َ ] (ع اِ) تاریکی . (منتهی الارب ). ظلمت . (اقرب الموارد). || تاریکی در تاریکی . (منتهی الارب ). اختلاط ظلمت و تاریکی . (از اقرب الموارد). || روئید
روییدگیلغتنامه دهخداروییدگی . [ دَ / دِ ] (حامص ) بالیدگی و انبات و نمو. (ناظم الاطباء). حالت و چگونگی روییده . (از یادداشت مؤلف ). دلیک . دماع . (از منتهی الارب ): ادلاس ؛ در بقی
احلاسلغتنامه دهخدااحلاس . [ اِ ] (ع مص )پوشیدن ستور. (تاج المصادر). پلاس بر پشت ستور افکندن . حِلس پوشانیدن ستور را. || حِلس پوشیدن شتر. || باران خرد باریدن . پیوسته باریدن . ||