ادریالغتنامه دهخداادریا. [ ] (اِخ ) خلیجی است بین ایطالیا و ساحل دلماطیه (دالماسی ) (اعمال رسولان 27:27) و اکنون بخلیج فینیقیه معروف است و گمان میرود که در عصر حواریون این اسم بر
ادریالغتنامه دهخداادریا. [ اَ ] (اِخ ) یکی از قدیمترین شهرهای ایطالیا در ولایت رویگو از بندقیه واقع در کنار ترعه ٔ بیانکو بمسافت 30 میلی جنوب غربی ونیز، سکنه ٔ آن در حدود 13 هزار
ادریاتیکلغتنامه دهخداادریاتیک . [ اَ ] (اِخ ) (خلیج ...، دریای ...) آدریاتیک . خلیج طویلی است از بحرالروم (مدیترانه )، که ایطالیا، یوگوسلاوی و آلبانی را مشروب سازد و رود پو بدان ریز
ادریاسلغتنامه دهخداادریاس . [ ] (معرب ، اِ) ادریس . دریاس . اذریاس . ثافیسا. ثافیستا. صمغ سداب بری . رجوع به ثافسیا شود.
ادریانلغتنامه دهخداادریان . [ اَ ] (اِخ ) شهریست در ولایت میشیگان آمریکا. کارخانه های ذوب مس و آهن دارد ومرکبات در آن بعمل می آید. (ضمیمه ٔ معجم البلدان ).
ادریانوسلغتنامه دهخداادریانوس . [ اَ ] (اِخ ) اذریانوس . قیصر روم . ثم ملک بعده [ ای بعد البیوس طرینوس ] ایلیوس ادریانوس قیصر احدی وعشرین سنة و بنی مدینته . (عیون الانباء ج 1 ص 74).
ادریانهلغتنامه دهخداادریانه . [ اَ ن َ ] (اِخ ) شهری بوده است قدیمی در بیثینا، بر ساحل نهر ریداکس در دامنه ٔ کوه اولمبوس و اکنون اثری از آن نیست . (ضمیمه ٔ معجم البلدان ).
ادریاتیکلغتنامه دهخداادریاتیک . [ اَ ] (اِخ ) (خلیج ...، دریای ...) آدریاتیک . خلیج طویلی است از بحرالروم (مدیترانه )، که ایطالیا، یوگوسلاوی و آلبانی را مشروب سازد و رود پو بدان ریز
ادریاسلغتنامه دهخداادریاس . [ ] (معرب ، اِ) ادریس . دریاس . اذریاس . ثافیسا. ثافیستا. صمغ سداب بری . رجوع به ثافسیا شود.