ادرنکةلغتنامه دهخداادرنکة. [ اُ رُ ک َ ] (اِخ ) یکی از قرای صعید مصر، بالای اُسیوط که فقط زراعت کتان دارد. (معجم البلدان ).
اروندلغتنامه دهخدااروند. [ اَ وَ ] (اِخ ) کوهی است . (مهذب الاسماء). کوهی است بدر همدان . (فرهنگ اسدی ). کوه الوند . (سروری ) (غیاث اللغات ). نام کوهی است بسیار سبز و خرم و شهر ه
آخیهلغتنامه دهخداآخیه . [ خی ی َ ] (ع اِ) میخ آخُر. جای اسب بستن . ادرون . آنچه ستور را بدان بندند. آخُر اسب . (نطنزی ). میخ و گوشه ٔ دوال که اسب را در آخر بر وی بندند. (صراح ال
ادرنکةلغتنامه دهخداادرنکة. [ اُ رُ ک َ ] (اِخ ) یکی از قرای صعید مصر، بالای اُسیوط که فقط زراعت کتان دارد. (معجم البلدان ).