ادراکاتلغتنامه دهخداادراکات . [ اِ ] (ع اِ) ج ِ اِدراک : جمله ادراکات بر خرهای لنگ او سوار باد، پران چون خدنگ .مولوی .
اراکاتیلغتنامه دهخدااراکاتی . [ اَ ] (اِخ ) شهر و بندریست در برِزیل (از ایالت سِه آرا) واقع در کنار شط یا گواریب ، نزدیک مصب آن ، دارای 17000 تن سکنه و تجارت پنبه و مس دارد.
perceptionsدیکشنری انگلیسی به فارسیادراکات، ادراک، درک، احساس، دریافت، مشاهده، مشاهده قوه ادراک، اگاهی
عَقَلُوهُفرهنگ واژگان قرآنآن را فهميدند (کلمه عقل در لغت به معناي بستن و گره زدن است و به همين مناسبت ادراکاتي که انسان دارد و آنها را در دل پذيرفته و پيمان قلبي نسبت به آنها بسته ، عقل
يَعْقِلُونَفرهنگ واژگان قرآنتعقل کنند - عاقلانه رفتار کنند(کلمه عقل در لغت به معناي بستن و گره زدن است و به همين مناسبت ادراکاتي که انسان دارد و آنها را در دل پذيرفته و پيمان قلبي نسبت به