ادبیلغتنامه دهخداادبی . [ اَ دَ بی ی ] (اِخ ) کوهیست نزدیک عوارض . شماخ گوید:کانها وقد بدا عُوارض ُو أدبی ّ فی السّراب غامض ُواللیل بین قَنوَین رابض ُبجیرةالوادی قطاً نواهض ُ.ن
ادبیفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ت] ادبی، سبکدار مغلق، مبهم، دوپهلو لطیف، دلنواز، ظریف [کلام] ادبیه ناگذر صریح رمانتیک، شورانگیز، شدید[کلام]
ادبیفرهنگ انتشارات معین( ~.) [ ع - فا. ] (ص نسب .) نوشته ای که موضوع و سبک آن ادبی باشد، نوشته هایی که با فنون ادبی بستگی داشته و دربارة ادبیات باشد.
عدبیلغتنامه دهخداعدبی . [ع َ دَ بی ی ] (ع ص ) نیک خوی . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از اقرب الموارد). || آنکه در وی عیبی نباشد. (از اقرب الموارد) (قطرالمحیط) (منتهی الارب ).
ادبیاتفرهنگ فارسی طیفیمقوله: رسانۀ ارتباط . وسیلۀ انتقال اندیشه ات، ادب، فرهنگ ناتورالیسم ◄ سَبْک آثار نوشتاری و گفتاری ادبی (اسامی عام)
ادبیاتفرهنگ انتشارات معین(اَ دَ یّ) [ ع . ] (اِ.) آثار ادبی ، علوم ادبی . ؛ ~ تطبیقی مطالعة ادبیات به شیوة فرامرزی . ؛ ~ کلاسیک مجموعة آثار با ارزش باقی مانده از سخنوران و نویسندگان
ادبیاتفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. (ادبی) مجموعه آثار مکتوب منظوم یا منثور که بیانگر عواطف است.۲. علومی که مربوط به ادب باشد و دربارۀ مسائل ادبی گفتگو کند.