ادامهلغتنامه دهخداادامه . [ اِ م َ ] (ع مص ) اِدامة. اِدامت . همیشه داشتن . پیوسته گردانیدن . (مجمل اللغة). پیوستگی . دایم داشتن . (زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ) : یدیم اﷲ نعمته ع
ادامهفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. پایداری.۲. (اسم) دنباله: ادامهٴ صحبت.۳. دنبال کردن؛ پیگیری کردن.
ادامةلغتنامه دهخداادامة. [ اِ م َ ] (اِخ ) شهریست دارای سور از شهرهای نفتالی بین کنادة و رامة و ظاهراً در شمال غربی بحرالجلیل واقع بوده است و اثری از آن تاکنون بدست نیامده است .
ادامه دادندیکشنری فارسی به انگلیسیbide, continue, hold, follow, proceed, resume, preserve, pursue, remain, reopen, stick, sustain