اداریفرهنگ انتشارات معین( اِ) [ ع - فا. ] (ص نسب .) 1 - منسوب به اداره ، وابسته به اداره . 2 - آن که در اداره کار کند.
اداریفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. مربوط به اداره: میز اداری.۲. کارمند اداره.۳. ویژگی کاری که در اداره انجام میشود: جریان اداری.
ادارینلغتنامه دهخداادارین . [ اَ ] (ص ) مؤلف برهان گوید: بلغت زند و پازند هر چیز زشت و بد را گویند و به این معنی بجای حرف ثانی رای قرشت هم بنظر آمده است .