اخیراًلغتنامه دهخدااخیراً. [ اَ رَن ْ ] (ع ق ) سپس . پس از همه . در آخر. در زمان بازپسین . بتازگی . در این نزدیکیها.
اخیراًفرهنگ فارسی طیفیمقوله: زمان ً، بهتازگی، تازگی، تازگیها، تازه، آخرها، اواخر، آخرسری، آخریها، جدیداً اینسفر، اینبار، اینهفته، امسال، الآن
گسل فعالactive faultواژههای مصوب فرهنگستانگسلی که در آن اخیراً لغزش رخ داده است و احتمال رخداد مجدد آن در آینده وجود دارد