اخيردیکشنری عربی به فارسیعقب ترين , پسين , دورترين , اخر , اخري , عقب تر , دومي , اين يک , اخير , تازه , جديد , متاخر , جديدالتاسيس
اخیراًلغتنامه دهخدااخیراً. [ اَ رَن ْ ] (ع ق ) سپس . پس از همه . در آخر. در زمان بازپسین . بتازگی . در این نزدیکیها.
اخیراًلغتنامه دهخدااخیراً. [ اَ رَن ْ ] (ع ق ) سپس . پس از همه . در آخر. در زمان بازپسین . بتازگی . در این نزدیکیها.