اخلافلغتنامه دهخدااخلاف . [ اَ ] (ع ص ، اِ) ج ِ خَلَف . جانشینان . بازماندگان . پس ماندگان . اعقاب . بازپسینان . پس روان . از پس چیزی آیندگان . ج ِ خَلَف بفتحتین باشد، بمعنی فرزن
اخلافلغتنامه دهخدااخلاف . [ اِ ] (ع مص ) بوی گرفتن دهان چنانکه از روزه . بوی دهن متغیر شدن . بوی دهن بگردیدن . (تاج المصادر بیهقی ). || بوی دهن برگرداندن . (زوزنی ). || خلیفه شدن
أُخَالِفَکُمْفرهنگ واژگان قرآنکه با شما مخالفت کنم (در جمله "مَا أُرِيدُ أَنْ أُخَالِفَکُمْ إِلَىٰ مَا أَنْهَاکُمْ عَنْهُ "نمي خواهمآنچه را که شما را از آن باز مي دارم خودم مرتکب شوم)
امولپیدهالغتنامه دهخداامولپیدها. [ اُ م ُ ] (اِخ ) اخلاف امولپوس بودند و از خانواده های معروف یونان بشمار میرفتند. (از تمدن قدیم فوستل دوکولانژ ترجمه ٔ نصراﷲ فلسفی ). رجوع به امولپوس
اجانلغتنامه دهخدااجان . [ ] (اِخ ) پسر شویانا از اخلاف سلیمان که شانزده سال پادشاهی بنی اسرائیل داشت . رجوع به حبط ج 1 ص 46 شود.
کامگاریانلغتنامه دهخداکامگاریان . (اِخ ) اخلاف کامگار جد احمدبن سهل که خدمت طاهریان میکردند. (شرح احوال و اشعار رودکی ص 395).