إخفاقٌدیکشنری عربی به فارسیبن بست , شکست , نافرجامي , ناکامي , عدم توفيق , نيمه تمام ماندن , عدم موفقيت
إخْفاقُ مَشْروعٍدیکشنری عربی به فارسیشکست طرح (پروژه) , بي ثمر شدن طرح (پروژه) , نا تمام ماندن طرح , عدم موفقيت طرح
اخفاضلغتنامه دهخدااخفاض . [ اِ ](ع مص ) زن را ختنه کردن : اخفضت الجاریة اخفاضاً؛ ختنه کرد خویشتن را آن جاریه . || رفتن نرم . (آنندراج ). || تن آسانی کردن . (آنندراج ).
اخفاءلغتنامه دهخدااخفاء. [ اِ ] (ع مص ) پوشیده داشتن . پنهان داشتن . نهان کردن . پوشیده کردن . نهان داشتن . پنهان کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). پوشیدن . پوشانیدن . نهفتن
پنهانسازیفرهنگ مترادف و متضاداخفا، استتار، پنهانکاری، پوشیدن، کتمان، مخفیسازی، اختفا، نهانسازی ≠ افشا
اخفاءلغتنامه دهخدااخفاء. [ اِ ] (ع مص ) پوشیده داشتن . پنهان داشتن . نهان کردن . پوشیده کردن . نهان داشتن . پنهان کردن . (تاج المصادر بیهقی ) (زوزنی ). پوشیدن . پوشانیدن . نهفتن
اخفاضلغتنامه دهخدااخفاض . [ اِ ](ع مص ) زن را ختنه کردن : اخفضت الجاریة اخفاضاً؛ ختنه کرد خویشتن را آن جاریه . || رفتن نرم . (آنندراج ). || تن آسانی کردن . (آنندراج ).