اخشیدیانلغتنامه دهخدااخشیدیان . [ اِ ] (اِخ ) نام سلسله ای از سلاطین مصر، مؤسس آن ابوبکر محمدبن طُغج . رجوع به آل اخشید و اخشید محمد... و قاموس الاعلام ترکی شود.
جعفرلغتنامه دهخداجعفر. [ ج َ ف َ ](اِخ ) ابن فضل بن جعفر از بنی حسن بن فرات ، مکنی به ابوالفضل و مشهور به ابن حنزابة و حنزابه نام مادر پدر اوست . (308 - 391 هَ . ق .) خود و پدرش
کاتب رومیلغتنامه دهخداکاتب رومی . [ ت ِ ب ِ ] (اِخ ) ابوالحسین جوهربن عبداﷲ معروف به (کاتب رومی ) سردار بزرگ فاطمیه از غلامان معز فاطمی و از بزرگان زمان خود بود. در دولت فاطمی خدمت ه
تبر اخشیدیلغتنامه دهخداتبر اخشیدی . [ ت ِ اِ ] (اِخ ) یکی از امراء متنفذ سلسله ٔ اِخشیدان که در زمان «کافور» بوده است ، با ممالیک کافوری مقابله کرد و مغلوب شد و گریخت و بعد گرفتار شد
نسطاسلغتنامه دهخدانسطاس . [ ] (اِخ ) ابن جریح نصرانی . طبیب مصری قرن چهارم هَ . ق . است . در دولت اخشیدیون می زیست . وی را در موضوع بول تألیفی است . (از معجم المؤلفین ج 13 ص 84