راحابلغتنامه دهخداراحاب . (اِخ ) زن اریحائی که به راحاب زانیه مشهور بود و چنانکه از کتاب مقدس مستفاد میشود وی خبر قوم اسرائیل را شنید و دانست که خداوند همواره با ایشان است و عمل
کرامونلغتنامه دهخداکرامون . [ ] (اِخ ) زن غازان خان و او دختر قتلغ تیمور پسر اتابای نویان بوده است . (تاریخ غازانی ص 14). رجوع به تاریخ غازانی ص 123 و 156 شود.
روتلغتنامه دهخداروت . (اِخ ) زن موآبی بود که با مادرشوهر خود نعومی به زمین یهودا مراجعت کرد. احتمال میرود که این واقعه در زمان جدعون واقع شده باشد. پس از آن به بوعز که از خویشا
سامبیکهلغتنامه دهخداسامبیکه . (اِخ ) زن کواذ (قباد) که دختر او نیز بوده و از مزاوجت این پادشاه با دختر خود موسوم به سامبیکه ، کاوس بوجود آمده است . (ایران در زمان ساسانیان چ 2 ص 37
ناپیراسولغتنامه دهخداناپیراسو. (اِخ ) زن اون تاشکال پادشاه عیلام است . مجسمه ٔ ناقص ملکه ٔ ناپیراسو که از مفرغ ساخته شده و 1800 کیلوگرم وزن دارد و متعلق به حدود قرن پانزدهم قبل از م