اخراجیلغتنامه دهخدااخراجی . [ اِ ] (ص نسبی ) منسوب به اِخراج : آشفته ٔ زلف اوست هر جا تابی ست دیوانه ٔ چشم اوست هر جاخوابی ست زندانی آه ماست هر جا سوزی ست اخراجی چشم ماست هر جا آب
قهوهایفرهنگ فارسی طیفیمقوله: مادۀ آلی خرمایی، برنزه، بلوطی، شاهبلوطی، فندقی، قهوهای روشن، بژ، گندمگون، سبزه، آجری، باروتی، اُخرایی، تلخ رنگ قهوهای و چیز قهوهایرنگ: گل اخری، بادام