اختفای خراشانgrazing occultationواژههای مصوب فرهنگستانحالتی از اختفا که در آن ستاره بر لبۀ قرص ماه مماس میشود
اضطباءلغتنامه دهخدااضطباء. [ اِ طِ ] (ع مص ) اختفاء.و گفتار ابوحزام عکلی بر این معنی تفسیر شده است :تزأل مضطبی ٔ آرم اذا ائتبه الاد لاتفطؤه .برحسب روایت آنانکه کلمه را با باء آو
کاتاکمبلغتنامه دهخداکاتاکمب . [ ک ُ ] (اِخ ) نام قبرستان های زیرزمینی که عیسویان تا دوره ٔ کنستانتین مورد استفاده قرار میدادند. کاتاکمب های رُم که شامل راهروها و اطاقها و دهلیزها ه
زیجاتلغتنامه دهخدازیجات . (ع اِ) ج ِ زیج . (ناظم الاطباء) (از ذیل اقرب الموارد). به کتابهای اطلاق شود که در آنها حرکت ستارگان محاسبه میشود و تقویم ها یعنی حساب ستارگان را سال بسا
غار یمگانلغتنامه دهخداغار یمگان . [ رِ ی ُ ] (اِخ ) در مقدمه ٔ دیوان ناصرخسرو در شرح حال وی آمده است : ناصرخسرو همه جا خود را میان کوهها در دره و غار و زندان سنگی و حصار و کوهسار پر
اسماعیللغتنامه دهخدااسماعیل . [ اِ ] (اِخ ) صفوی (اول ) (جلوس 907 هَ . ق . - وفات 930). شاه اسماعیل بن شیخ حیدربن شیخ جنیدبن شیخ ابراهیم بن خواجه علی بن شیخ صدرالدین موسی بن شیخ صف