اختانلغتنامه دهخدااختان . [ اَ] (ع اِ) ج ِ خَتَن . دامادان . || اقارب عروس مثل پدر و برادر و پدرزن و برادرزن . (آنندراج ).
هفت اختانلغتنامه دهخداهفت اختان . [ هََ اُ ] (اِ مرکب ) کنایه از هفت کوکب است که زحل و مشتری و مریخ و آفتاب و زهره و عطارد و قمر باشد. (برهان ).
هفت اختانلغتنامه دهخداهفت اختان . [ هََ اُ ] (اِ مرکب ) کنایه از هفت کوکب است که زحل و مشتری و مریخ و آفتاب و زهره و عطارد و قمر باشد. (برهان ).
ختنلغتنامه دهخداختن . [ خ َ ت َ ] (ع اِ) پدرزن . (از منتهی الارب ) (متن اللغة) (معجم الوسیط). ج ، اختان . || برادرزن . (منتهی الارب ) (متن اللغة) (معجم الوسیط) ج : اختان . || د
هفت خواهرانلغتنامه دهخداهفت خواهران . [ هََ خوا / خا هََ ] (اِخ ) کنایت از هفت کوکب بنات النعش . (از غیاث ). هفت اختان . رجوع به هفت اختان شود.
هفت سلطانلغتنامه دهخداهفت سلطان . [ هََ س ُ ] (اِ مرکب ) کنایت ازهفت کوکب است که سبعه ٔ سیاره باشد. (برهان ). رجوع به هفت سیاره ، هفت اختان ، هفت برادران ، هفت خواهران و هفت سیاره شو
اصهارلغتنامه دهخدااصهار. [ اَ ] (ع اِ) ج ِ صِهْر. اهل بیت زن از داماد و پدرزن و برادرزن و دیگران ، در مقابل اَحماء که اهل بیت مرداست و از دو جهت صهر نیز گویند. (منتهی الارب ). ج