احمدپورلغتنامه دهخدااحمدپور. [ اَ م َ ] (اِخ ) شهری است در ولایت بهاولیور هندوستان واقع در بقعه ای پر آب و گیاه بمسافت 30 میلی جنوب غربی بهاولیور و ابنیه ٔ آن حقیر است و دارای جامع
احمدپورلغتنامه دهخدااحمدپور. [ اَ م َ ] (اِخ ) شهری است که سابقاً جزو هند انگلیس و اکنون متعلق به هندوستان است و در 11 میلی جفرنوت بسمت جنوب غربی واقع است .
احمدپورلغتنامه دهخدااحمدپور. [ اَ م َ ] (اِخ ) شهری است مجاور نهر سند که اطراف آنرا سوری از خشت خام احاطه کرده و بر آن بعض مدافع نهاده اند. (ضمیمه ٔ معجم البلدان ).
بارلغتنامه دهخدابار. (اِ) پشته ٔ قماش و خروار و آنچه بر پشت توان برداشت . (برهان ). پشتواره است و آن پشته ها باشد کوچک از هیزم و علف و غیره که بر پشت بندند. کاره . (برهان : کار
احمد پارینهلغتنامه دهخدااحمدپارینه . [ اَ م َ دِ ن َ / ن ِ ] (ترکیب وصفی ، ضمیر مبهم مرکب ) همان کس بی تغییری در خَلق و خُلق .- امثال : من همان احمد پارینه که هستم هستم : گفتمت امسال
ابوحفصلغتنامه دهخداابوحفص . [ اَ ح َ ] (اِخ ) عمربن ابی بکر یا عمر ثانی . دوازدهمین پادشاه بنوحفص تونس . او کوچکترین فرزند ابوبکر است و از رجب 747 تا جمادی الاولی 748 هَ . ق . در
الیاسلغتنامه دهخداالیاس . [ اِل ْ ] (اِخ ) ابن اسحاق بن احمد. ابن اثیر در زیر حوادث سنه ٔ 310 هَ . ق . گوید: وی بسال 310 هَ . ق . بر پدر خروج کرد و شکست خورد و بفرغانه رفت و در آ