احساسدیکشنری عربی به فارسیاحساس , حس , شور , تاثير , ظاهر , حواس پنجگانه , هوش , شعور , معني , مفاد , حس تشخيص , مفهوم , احساس کردن , پي بردن
احساسدیکشنری فارسی به انگلیسیemotion, feel, feeling, heart, pathy _, perception, sensation, sense, sentiment
احصاصلغتنامه دهخدااحصاص . [ اِ ] (ع مص ) بهره ٔ کسی را دادن . (منتهی الارب ). بخش کسی را دادن . حصه ٔ کسی فرادادن . (تاج المصادر). نصیب کسی دادن . || معزول کردن کسی را از کار. (م