احتیاجفرهنگ مترادف و متضاد۱. حاجت، نیاز ۲. بینوایی، حاجتمندی، فقر، نیازمندی، وسن ۳. اقتضا، ضرورت، لزوم، نیاز، وجوب
احتیاجلغتنامه دهخدااحتیاج . [ اِ ] (ع مص ) نیازمند گشتن . (زوزنی ) (تاج المصادر). نیازمند شدن . حاجتمند شدن . افتقار. فقر. بی چیزی .حاجت . حاجتمندی . حاجتومندی . نیازومندی : آنچه
احتیاجفرهنگ انتشارات معین( اِ) [ ع . ] 1 - (مص ل .) نیازمند شدن ، حاجتمند شدن . 2 - (اِمص .) حاجتمندی ، نیازمندی . 3 - (اِ.) نیاز، حاجت .
اهتیاجلغتنامه دهخدااهتیاج . [ اِ ] (ع مص ) برانگیخته شدن . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). انگیخته شدن . (المصادر زوزنی ) (تاج المصادر بیهقی ).
بینواییفرهنگ مترادف و متضاداحتیاج، پریشانحالی، تنگدستی، تهیدستی، فقر، مستمندی، ناداری، نیازمندی ≠ توانگری، غنا