احتکارلغتنامه دهخدااحتکار. [ اِ ت ِ ] (ع مص ) غله اندوختن گران فروختن را بگاه گرانی . غله نگاه داشتن تا بگرانی بفروشد. (منتهی الارب ). غله به نیت گرانی جمع کردن .(غیاث ). غله داشت
احتکارفرهنگ انتشارات معین(اِ تِ) [ ع . ] 1 - (مص م .) انبار کردن و نگاهداشتن کالا به قصد گران فروختن . 2 - (اِمص .) انبارداری .
احتکارفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. گردآوردن چیزی بیش از اندازۀ نیاز؛ انبار کردن.۲. (اقتصاد) انبار کردن کالا به قصد گران فروختن.
احتکاردیکشنری عربی به فارسیاتحاديه صاحبان صنايع مشابه , کارتل , انحصار , امتياز انحصاري , کالا ي انحصاري
احْتکارُ القَراردیکشنری عربی به فارسیخود سري , انحصار طلبي , خودکامگي , خودرأيي , استبداد رأي , عدم مشاوره در تصميم گيريها