احتمالیدیکشنری فارسی به انگلیسیassumed, chance, likely, possible, presumptive, probable, prospect, tentative, touch-and-go, uncertain
مورد احتمالیprobable caseواژههای مصوب فرهنگستانفردی که علاوه بر حضور در محل آلوده، برخی نشانههای بیماری را نیز داشته باشد
contingencyدیکشنری انگلیسی به فارسیاحتمالی، احتمال، احتمال و قوع، تصافی، چیزی که دراینده ممکن است رخ دهد