776 مدخل
نشستی معمولاً رسمی برای گفتگو یا مشاوره در امری.
نشست
اجلاسیه، انجمن، جلسه، کنفرانس، گردهمآیی، مجمع، میتینگ، نشست
assembly, convention, session, sitting
اِجْتِماعُ
اجلاس . [ اِ ] (ع مص ) نشانیدن . (منتهی الارب ). بنشاندن .
اِجْتِماعُ الذّرْوَة ، اِجْتِماعُ القِمَّة
اِجْتِماعٌ عاجِلٌ ، الإجتماع العاجل
اِجْتِماعٌ عامٌّ
اِجْتِماعٌ مَجلِسُ الوُزَراءِ ، الإجتماع الوزاري
اِجْتِماعٌ مُغْلَقٌ
بالا، جای مرتفع
دبیرستان، مدرسه متوسطه
اجلاس
اجلاس منطقهاي
اجلاس مقدماتي
اجلاس چهار جانبه