25 فرهنگ

2789 مدخل


اجرا

'ejrā

۱. روا کردن امری؛ عمل کردن کاری طبق برنامۀ قبلی.
۲. [قدیمی] راندن.
۳. [قدیمی] جاری کردن آب؛ روان ساختن.
۴. (اسم) [قدیمی] مقرری سالیانه به مٲموران دیوان و سپاهیان.

روانه، انجام، کارگزار

۱. ادا، ارتکاب، اعمال، انجام، ایفا
۲. بهجریانانداختن، بهکاربستن

exercise, conduct, discharge, enactment, enforcement, execution, fulfilment, fullfillment, implementation, performance, rendering, transaction