اجحافدیکشنری فارسی به انگلیسیabuse, extortion, imposition, injury, malfeasance, trespass, victimization
اجحافلغتنامه دهخدااجحاف . [ اِ ] (ع مص ) کار بر کسی تنگ گرفتن . کار بر کسی تنگ فراگرفتن . (تاج المصادر). تکلیف بمالایطاق . استیصال . اجتراف . ایذاء. اضرار. گزند کردن . || همه چیز
اجحاففرهنگ انتشارات معین( اِ ) [ ع . ] (مص م .) 1 - ستم کردن ، تعدی کردن . 2 - کار بر کسی تنگ گرفتن .