25 فرهنگ

1026 مدخل


اجبار

'ejbār

۱. کسی را به زور و ستم به کاری واداشتن؛ مجبور کردن.
۲. ناچاری.

ناگریزی، زور، واداری، واداشتن، بایستگ

اضطرار، اکراه، الزام، جبر، زور، قسر، کره ≠ اختیار

compulsion, constraint, duress