2896 مدخل
حجامت که به وسیله ی شاخ گاو یا کوزه ی گلی صورت گیرد
اقامت شما
تخلیه مزاج
compliance
consent
residence, sojourn, stay
اقامت
اقامتگاه
اقامت، موقتا اقامت کردن
اجابت کرد(باکوشش بسيار)