۱. موافقت کردن با انجام کاری که کسی قصد انجام آن را دارد؛ رخصت دادن؛ اذن؛ رخصت.
۲. (شبه جمله) کلمهای که با ادای آن موافقت کسی را برای انجام کاری کسب میکنند.
پروانه
۱. اجازت، اذن، تجویز، دستور، رخصت
۲. پروانه، تصدیق، جواز، مجوز، منشور
۳. فتوا
allowance, consent, leave, OK, permission, permit, sanction, sufferance