اجارهلغتنامه دهخدااجاره . [ اِ رَ ](ع مص ) رهانیدن . (منتهی الارب ). بفریاد رسیدن . || زینهار دادن . (لغت نامه ٔ مقامات حریری ). زنهاردادن . (تاج المصادر) (منتهی الارب ). || بجنب
اجارهفرهنگ انتشارات معین(اِ رِ) [ ع . اجارة ] 1 - (مص م .) پناه دادن ، به فریاد رسیدن . 2 - به مزد گرفتن . 3 - (اِ.) کرایه .
إِجارَةدیکشنری عربی به فارسیچروانه , مجوز , ليسانس , پايان نامه , ترخيص , مرخصي , دانشنامه کارشناسي (ليسانس)