اجاءةلغتنامه دهخدااجاءة.[ اَ ءَ ] (اِخ ) اجاءة بدربن عقال ، موضعی است که درآن سراها از متن جبل برآورده اند. (معجم البلدان ).
اجاءةلغتنامه دهخدااجاءة. [ اِ ءَ ] (ع مص ) آوردن . بیاوردن . || مضطر گردانیدن . مُلْجَاء گردانیدن . (تاج المصادر).- امثال : شرّ ما یجیئک الی مخّة عرقوب ؛ المعنی : ما الجأک الی
إراءَةدیکشنری عربی به فارسینماياندن , نشان دادن , نمايش دادن , در معرض ديد ديگران قرار دادن , ارائه دادن
إِجارَةدیکشنری عربی به فارسیچروانه , مجوز , ليسانس , پايان نامه , ترخيص , مرخصي , دانشنامه کارشناسي (ليسانس)
lettedدیکشنری انگلیسی به فارسیاجازه داده شد، اجازه دادن، گذاشتن، رها کردن، ول کردن، اجاره دادن، اجاره رفتن، درنگ کردن