اثفیانلغتنامه دهخدااثفیان . [ ] (اِخ ) نام پدر فریدون ، پادشاه پیشدادی . مؤلف مجمل التواریخ و القصص در ص 26 آرد: افریدون بن اثفیان اندر شاهنامه آتبین گوید پدر افریدون را، و بدیگر
اسفیانلغتنامه دهخدااسفیان . [ اِ ] (اِخ ) دهی از دهستان کمهروکاکان بخش اردکان شهرستان شیراز واقع در 42000 گزی شمال اردکان و 16000 گزی شوسه ٔ اردکان به تل خسروی . کوهستانی . سردسیر
اسفیانلغتنامه دهخدااسفیان . [ اِ ] (اِخ ) دهی ازدهستان نیمبلوک بخش قاین شهرستان بیرجند، واقع در 61000 گزی شمال باختری قاین . کوهستانی ، معتدل . سکنه 110 تن . آب آن از قنات . محصول
اسفیانوسلغتنامه دهخدااسفیانوس . [ اِ ] (اِخ ) امپراطور روم . رجوع به اسفاسیانوس و ایران باستان پیرنیا ص 2547 و 2551 شود.
اشفیانلغتنامه دهخدااشفیان . [ اِ ف َ ] (اِخ ) (تثینه ٔ اِشْفی ̍) دو پشته است که در نزدیک آنها آبی است بنام ظبی متعلق به بنی سُلَیم . (از معجم البلدان ).
اثفانلغتنامه دهخدااثفان . [ اِ] (ع مص ) پینه افکندن کار بر دست و جز آن . درشت کردن کار دست را. (تاج المصادر بیهقی ). پینه بستن دست .
اسپیدگاولغتنامه دهخدااسپیدگاو. [ اِ ] (اِخ ) (اثفیان ) ابن اثفیان سهرگاو. بقول ابن البلخی جدّ هفتم فریدون پادشاه پیشدادی است . (فارسنامه ٔابن البلخی چ کمبریج ص 12). و اثفیان در اوست
شهریرامانلغتنامه دهخداشهریرامان . [ ش َ] (اِخ ) ابن اثفیان مایسوبن نوذربن منوچهر. مدت پادشاهی او شصت سال بود و بعد از او نسل این شهریرامان منقطع شد. رجوع به فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 1
پیرگاولغتنامه دهخداپیرگاو. [ ] (اِخ ) لقب اثفیان پدر فریدون ، بنا بروایتی از ابن البلخی . (فارسنامه ٔ ابن البلخی چ اروپا ص 12).
افریدونلغتنامه دهخداافریدون . [ اِ رَ ] (اِخ ) ابن ابتیان یا آتپیان یا اثفیان . از اجداد کیقباد و از نواده های جمشید است ... ابوریحان نسبت وی را چنین ضبط کرده :... افریدون بن اثفیا
آتبینفرهنگ نامها(تلفظ: ātbin) (اوستایی) نام پدر فریدون است ؛ (در تاریخ طبری و بعضی متون) اثفیان ، آسپیان .