امرپذیرلغتنامه دهخداامرپذیر. [ اَ پ َ ] (نف مرکب ) پذیرنده ٔ فرمان . قبول کننده ٔ امر. (فرهنگ فارسی معین ).
انفعالفرهنگ فارسی طیفیمقوله: علیت نفعال، اثرپذیری، بیحالی، بیحرکتی، عدم تحرک، سکون تنبلی ماند، اینرسی، جمود ناروانی گازهای نادر، بیاثر
اختلالتابjam resistantواژههای مصوب فرهنگستانویژگی افزاره یا سامانهای که در برابر اختلال اثرپذیر نیست یا اثرپذیری آن ناچیز است