206 مدخل
پشت دادن و تکیه زدن به چیزی؛ تکیه کردن.
اتکال، اعتماد، پشتگرمی، تکیه، تکیهگاه، توکل، متکی
bearing, dependence, reliance, trust
برپشت خم شدن يا خوابيدن , سرازير کردن , خم شدن , تکيه کردن , لميدن
اِرْتفاقٌٌ
اِرْتکازٌ
self-reliance
self-assurance, self-sufficiency
depend
اتکا
اتکا، پشتدادن
اتکا، استظهار، استواری، اطمینان، پشتگرمی، تکیه، توکل، ثقه، دلگرمی، وثوق