اتومبیلرانی سرعتmotor racing, auto racing, automobile racing, car racingواژههای مصوب فرهنگستانمسابقۀ سرعتی برای خودروهای تقویتشده در مسیری ویژه یا ازپیشمشخصشده
خوابیدن در بادslipstream, draft,wheelsuckingواژههای مصوب فرهنگستاندر دوچرخهسواری و موتورسواری و اتومبیلرانی، راندن در نزدیکی دوچرخه یا موتور یا خودرو پیشین بهمنظور بهرهگیری از خلأ ایجادشده
کورسفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. مسیر معینی که وسیلۀ نقلیۀ عمومی با کرایۀ معین طی میکند.۲. (ورزش) مسیر مخصوص در رقابتهای اسبدوانی، اتومبیلرانی، موتورسیکلترانی، و مانند آنها.۳. مسابقۀ س
رانفرهنگ فارسی عمید / قربانزاده۱. = راندن۲. راننده (در ترکیب با کلمۀ دیگر): اتومبیلران، ارابهران، قایقران.
مسابقهفرهنگ فارسی طیفیمقوله: تضاد در عمل (اختیار فردی) قه، مسابقۀ سرعت، سرعت بازی رفت، بازی برگشت، بازی دوستانه اسبدوانی [◄اسبسواری 267]، اتومبیلرانی، گراندپری دو، دو با مانع، دوومی